سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

91

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

و سپس مىفرماين : مرجع در تحقّق ظنّ و حصول آن وجدان و يافت مكلّف است اگرچه وجدانش مستند باشد به تجربه‌اى كه در نظير ابتلاء به واقعه فعلى كسب نموده مثلا در سال‌هاى ماضى وقتى ايّام رمضان را پشت سر هم روزه ميگرفت مبتلا به عارضه مرض مىشد بطورى كه تكرار آن در اين سنوات موجب شده كه در سال فعلى ظنّ پيدا كند كه اگر روزه‌ها را پشت سر هم بخواهد ادامه دهد به مرض سالهاى قبل مبتلا مىشود در اينجا حق دارد روزه را افطار كند . يا مثلا از قول شخصى كه كلامش ظن‌ّآورا است گمان به ضرر پيدا نمود نظير طبيب حاذق و ماهر اگرچه مسلمان هم نباشد . ناگفته نماند در ظنّى كه موجب جواز افطار است فرقى نيست بين اينكه متعلّق آن ازدياد مرض و شدّت درد باشد بطورى كه عادتا قابل تحمّل نبوده يا بتأخير افتادن بهبودى باشد و بهر تقدير در هر مورديكه روزه ضررى ولو بحسب ظن و اطمينان فاعل باشد صحيح نبوده بلكه فاسد است زيرا از آن نهى شده و نهى در عبادات موجب فساد است . قوله : فان ظنّ الضّرر به : ضمير در [ به ] بصوم راجعست . قوله : و انّما يتبع ظنّه : ضمير فاعلى در [ يتبع ] و ضمير مجرورى در [ ظنّه ] به مكلّف راجعست . قوله : فيكفى فيه : يعنى در صوم . قوله : فى مثله : ضمير مجرورى به [ ما يجده ] راجعست . قوله : و لو كان كافرا : ضمير در [ كان ] به من يفيد قوله راجع است . قوله : بين كونه : يعنى كون الضّرر .